گفتمش آغاز درد
عشق چيست؟
گفت آغازش سراسر بندگيست
گفتمش پايان آن را هم بگو
گفت پايانش همه شرمندگيست
گفتمش درمان دردم را بگو
گفت درماني ندارد، بي دواست
گفتمش يک اندکي تسکين آن
گفت تسکينش همه سوز و فناست.

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شیشه ی عمر من است
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش
بشکند
تارموی توست اما ریشه ی عمر من است

اين زندگي غمزده غير از نفسي نيست
تنها
نفسي هست ولي همنفسي نيست
اينقدرنپرسيد يكي بود وكجا رفت
اشعار
پراكنده من مال كسي نيست



می رسد روزی که بی من روزها را سر
کنی
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که تنها در کنار
عکس من
قصه ء عشق کهنه ام را مو به مو از بر کنی



برو آتیش به قلب من
نزن
بذار نگاهت از یادم بره
بزار واسه همیشه قلب من
چال بشه با من کلی
خاطره


یه عاشق بی قایق تو دریا
چشماشو میبنده تو دریا
من عاشق بی قایق
تو دریا می میرم
چشمامو می بندم
بی رویا می میرم
میرمو می میرمو
آسوده می شم از عشق
میرمو می میرم
جشن تولد مرگمو برای تو
زیر آب میگیرم
نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 17:24 توسط پیمان و سنم
|







س

چشمهای من منتظره.jpg)








